تبليغاتX
به خدا هنوزم دوست دارم

به خدا هنوزم دوست دارم

hamed_enrique_3586_1365_8424

عملیات انتقام بزرگ با رمز مقدس یا مهدی

این وبلاگ به همراه دو آیدی زیر توسط شارلاتان کبیر هک شد.

شارلاتان کبیر پیشرو در هک فوق حرفه ای دارای مدرک بین المللی از انجمن هکران جهان

جهت انجام مذاکرات با آیدی آبی رنگ تماس بگیرید.

آیدی های هک شده :

hamed_enrique_3586_4

aban_2_mordad

آیدی جهت تماس :

sharlatan_kabir

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 23:45  توسط حامد انريكو  | 

بی معرفتا یه نظری بدید

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 10:3  توسط حامد انريكو  | 

Image hosting by TinyPic

دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو

پرشده است

کسی صدایم می زند ومن

تنها به احترام دل عاشقت،

کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم.

دل نوشته هایم ،

راز دل پریشانم را رسوا می کنند

و من

آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم.

هیچ کس نمی دانست

تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!

 ((((((عهد من و تو))))))

تو گفتی:((آسمان به وسعت عشق من وتو نیست.))

من گفتم:((عشقت را به کهکشان دل من بسپار.))

توگفتی:((کهکشان،در برابرعشق من ستاره است.))

من گفتم:((بگذارستاره ات برایم لالایی بخواند.))

توگفتی:((نمی خواهم پلک هایت بسته شود،

دلم برای نگاهت تنگ میشود!))

من گفتم:((پس بگذار چشم های تو رانقاشی کنم!))

تو گفتی:((شبنم حسادتم آتش به وجودم می زند.))

من گفتم:((پس بگذار برای عهدت از آسمان،ستاره بچینم.))

توگفتی:((شاید بخواهم برای ستاره شدن به آسمان سفر کنم.))

گلدان دلم لرزید وگفتم:

((((((من از سفر می هراسم!))))))

تو گفتی:

((کوله بارم پراز یاد توست،فقط برایم دعا کن!))

و من هنوز نا باورانه به رفتن تو می اندیشم.....!!

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 21:12  توسط حامد انريكو  | 

Image hosting by TinyPic

سلام بهونه ی قشنگ من تو زندگی آره منم همون دیوونه ی همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت دلم واست تنگ شده بود این نامرو واست نوشت

حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه جای نگاهت بد وری تو صحن چشمات خالیه

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

فدای تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم

رفتی من تنها شدم با غصه های زندگی قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی

نمیدونی چقدر دلم تنگه برای دیدنت برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت

 

 

 Image hosting by TinyPic

به خاطرت مونده یکی همیشه منتظرته یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته

من میدونم همین روزا عشق من از یادت می ره بعدش خبر میدن بیا که داره عشقت میمره

اگر واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون من تورو سپردم دست خدای مهربون

زودتر بیا بدون تو اینجا برام جهنمه روی دیوار خونمون پر از سایه ی غصه و غمه

دلم برات شور میزنه این دلو بی خبر نذار تورو خدا با خوبی هات رو هیچ دلی اثر نذار

یه شب تو پائیز که غمت سر به سر دل میزاره حامد همون کسی که بیشتر از همه دوست داره

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 16:29  توسط حامد انريكو  | 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 21:58  توسط حامد انريكو  | 

(((((عشق 1 بار دوست داشتن 1 بار )))))

چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوستش داری چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیوار تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چه قدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی آما وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه آما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری چقدر سخته که من و تو همیشه با هم بمونیم ، آنقدر عاشق که ندونن دیوونه کدوممونیم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

لحظات را طی کردیم تا به خوشبختی برسیم اما وقتی رسیدیم فهمیدیم خوشبختی همان لحظات بود

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عشق از دوستی پرسید فرق من و تو چیه؟

                           دوستی در جواب گفت: من دیگران رو با سلامی آشنا میکنم ، تو با نگاهی من با   دروغ آنها رو از هم جدا میکنم تو با مرگ        

مرگ از زندگی پرسید آن چیست که باعث میشود تو شیرین و من تلخ جلوه دهم ؟

        زندگی لبخندی زد و گفت : دروغ هایی که در من نهفته هست و حقایقی که تو در وجودت  داری             

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 18:25  توسط حامد انريكو  | 

دلم میخوات بمیرم

چون هیچ امیدی برا زنده بودن ندارم .........

هیچ چی برام هیچ جذابیتی نداره ...........

فقط میدونم که نمیخوام زنده باشم. میدونم که از این دنیای لعنتی خسته شدم .......یه خدا خسته شدم ......... دنیای که از سنگه و همرو تبدیل به سنگ کرده . دنیای که آدماش همه سنگن و اونایی که سنگی نیستن دیر یا زود یه آدم سنگی سر راهشون قرار میگیره و به سنگ تبدیلشون میکنه .......

این دنیا دنیای دلای سنگیه .. واسه همینم دلای سنگی همیشه خوشن چون دلی ندارن که بخواد عاشق بشه ........ که بخواد غصه بخوره ....... که بخواد انتظار بکشه .......که بخواد غرور داشته باشه.

وای به حال کسی که بخواد احساس داشته باشه

تو دنیای سنگی هر کسی که سنگ نباشه خورد میشه ........ میشکنه ....... زیر سنگ های دیگه له میشه

آهای ملت .........

من میخوام بچه بمونم ........

میخوام احساس داشته باشم ........

ولی نمیشه دیگه نمیشه ........ دیگه یه جورای زندگی واسه من تموم شده .

تقصیر هیشکی هم نیست تقصیر این دل صاحب مردست که میخوام بکنم و بندازمش دور..... بلکه راحت تر بتونم این زندگی نکبتی رو تحمل کنم واقعآ برام عجیبه که چه جوری آدما دارن این قدر راحت زندگی میکنن واقعآ به این فکر نمیکنن این دنیا هیچ چی نداره هر چی هست فقط دردو رنج و غصصت . نمیگم شادی نیست ، خوب نیست ...... هست ولی زود گذره . این دنیا برا من دیگه هیچ چی نداره فعلا که حالم اینه .شاید درست بشم که فکر نکنم بشم . شاید آدم شم دعا کنین .... تو ور خدا دعا کنین ،دعا کنین بتونم با دنیای اطرافم کنا بیام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 14:49  توسط حامد انريكو  | 

Enrique Iglesias

انریکو ۷ می سال ۱۹۷۵ در مادرید اسپانیا متولد شد  .او سومین و آخرین فرزند خانواده ایگلسیاس است والدینش وقتی که او سه ساله بود از هم جدا شدند و او همراه با مادرش در اسپانیا زندگی کرد . وقتی هشت ساله بود مادرش به نام ( او ) برادرش ( خولیو ) و خواهرش ( چابلی ) را به میامی نزد پدرشان فرستاد

وی در میامی به تحصیل و تجارت پرداخت . یک سال بعد به خوانندگی روی در آوورد و در مادرید با سه فرهنگ ( اروپایی، آمریکایی و لاتین ) آشنا شد که بعد ها باعث موفقیت بیشترش شد و در سال ۱۹۹۵ به عنوان یک خواننده ناشناس آمریکایی با نام انریکو مارتینز شروع

Image hosting by TinyPic

به خواندن کرد . بعد از آن به تورنتو رفت و چون هنوز هیچ کس او را نمیشناخت توانست بر روی موسیقی متمرکز شده و در عرض ۵ ماه اولین آلبوم خود را به ضیط برساند

انریکو توانست در سال ۲۰۰۲ با ۶ آلبوم ، ۲ تا در انگلیس و ۴ تا در اسپانیا رکورد شکن باشد و این تنها چیزی بود که انریکو را راضی نگه میداشت

او میتوانست در زمینه پاپ کار کند اما ترجیح داد با موسیقی آواز بخواند

اولین آلبوم انریکو به نام ( معتاد ) بسیار زیبا و گیرا بود و وی را به آمریکا و سپس به اروپا ، مکزیک و خاور میانه کشاند

انریکو میگوید: برای اولین بار که به صورت جدی خواندم احساس کردم میتوانم در انگلیس هم این کار را ادامه دهم اما احتیاج به کمک داشتم که هیچ کس این کار را نکرد

بنا بر این خودم دست به کار شدم پیدا کرئن یک موضوع برای ترا نه هایم بسیار دشوار بود ولی نوشتم در حالی که نمیدانستم دارم چه مینویسم و خوشبختانه بد از آب در نیامد

Image hosting by TinyPic

انریکو میگوید : بهترین خواننده کسی است که آفریده های متنوعی به وجود آورد

انریکو سالی یک بار به دیدن پدرش میرود و آن هم عید و اتفاقا در این دیدار رسمی و خشک اصلا هیچ صحبتی در مورد موسیقی بین این پدر و پسر ردو بدل نمیشود

انریکو همیشه در کار هایش از خداوند به عنوان خالق هستی نام برده است و علت بسیاری از بدبختی های امروز دنیا را بی توجهی سلاطین به خداوند بزرگوار میداند

از انریکو در خواست شد که آهنگ هایش را به تعداد بیشتر در غرب توزیع کند و این برای انریکو موفقیت بزرگی بود انریکو به ۴ زبان ( اسپانیایی ، انگلیسی ،ایتالیایی و پرتغالی ) شعر گفت .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 17:34  توسط حامد انريكو  | 

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 8:57  توسط حامد انريكو  | 

هرگز نشد بیایی پیشم بگیری دستای منو   بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو

تو بی وفا بودی ولی اون که برات میمرد منم     تا زنده ام دوست دارم اینه کلام آخرم

من که نتونستم تورو یه لحظه تنهات بزارم   تو سردی خاطره ها بگم که دوستت ندارم

دلم می خوات همین یه بار اشکامو پنهون نکنم باور کنی تورو میخوام

هرمتو زندونی کنم بیام به شهر خاطرات غرق بشم توی نگات دیوونه و فدات بشم

بمیرم من واسه چشات

اما هنوز فاصلمون میره و دست من جداست ترانه ی سکوت من تو بغض آخرم رهاست کاشکی

میشد فقط یه بار بیایی بگی دوست دارم تو چشم من نگاه کنی بگی که عاشقت منم

******************************************************

عشق====>سر كاريه      محبت====>تظاهر       مهربوني====>مسخرست    

  وفا====>مرده    عهدو پيمون====>دلخوشيه     عاطفه====>تموم شده

مهر=====================================>سراغ اين يكيرو نگير

                       

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 8:51  توسط حامد انريكو  | 

همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم از این که عاشق توام حس غرور می کنم

دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم با تو ستاره میشوم .........

 از سایه های ملتهب همیشه می گریختم با رفتن تو هر نفس بغض دوباره میشوم

ناجی شام شوکران; با دل عاشقم بمان به حرمت حضور تو چون تو یگانه میشوم

خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت با تو ستاره میشوم ........

**********************************************************

عشق رو دو نفر مي سازن يکي عاشق ديگري معشوق.ولي اگه اولي نباشه دومي معنايي نداره.خوش به حال کسي که مي تونه اولي باشه تا اين حس قشنگ(عشق) به وجود بياد

*****************************

عشق در نا آگاهي ريشه ميبندد. در گمراهي سبز ميشود و باعث نابودي طرفين ميشود اما.. دوست داشتن در کمال عقل ريشه ميبندد، در زير نور ماه سبز ميشود ،هميشه گرم مي ماند وهيچ وقت سرد نميشود و اين یعنی دوست داشتن برتر از عشق است

******************************

زندگی چیزی نیست که لب تاقچه ی عمر از یاد من و تو برود.زندگی گل به توان ابدیت . زندگی ضرب زمیندر ضربان دل ماست .کاش می دیدی و می دانستی زندگی با عشق زیباست این همه به اسمان نگاه کردیم و ندانستیم ماه نقطه اخر است واین هوای کوچک دلتنگی هایمان را در خود جای نمیدهد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 15:51  توسط حامد انريكو  | 

باورم نميشه

Image hosting by TinyPic

 ((((((((باورم نميشه))))))))

باورم نميشه دستات توي دست من نباشن رو درو ديوار  خونه گرد تنهايي بپاشن

تو هموني كه ميگفتي تو دنيا هيچكي مثل تو پيدا نميشه تو هموني كه مي گفتي قلبم مال تو باشه واسه هميشه

باورم نميشه چشمات بره مال ديگرون شه با غريبه آشنا شه با غريبه مهربون شه

تو هموني كه ميگفتي تو دنيا هيچكي مثل من پيدا نميشه تو هموني كه ميگفتي قلبم مال تو باشه واسه هميشه

                                                                                             من سادرو باش كه......

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 17:54  توسط حامد انريكو  | 

((((((((مثل رویا ))))))))

Image hosting by TinyPic

(((((((مثل یه رویا )))))))

اومدی مثل یه رویا تو شبای بی ستارم نرو دیگه ماه روشن تا ابد بمون کنارم

تو شدی دارو ندارم شدی مرحم واسه دردام به تماشات که نشستم شده بودی همه دنیام

مثل دریا با صراخت منو از غصه بریدی عمره ام رسید به آخر تا که بی پروا بریدی

تو یه ناجی عزیزی که خدا اونو به من داد اینو یه حس حقیقی تو دلم میکنه فریاد

*********************************

خالی از خود خواهی من     بر تر الایش تن

من تو را بالاتر از من      بر تراز من دوست دارم

*********************************

بگو آن چیست که از نگاهت تا لبانت تا عمق وجودم جاریست

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 14:37  توسط حامد انريكو  | 

             (((((((هر شب)))))))

هر شب دلم میگیره ، هر شب جای خالی مهتاب  و تو آسمون  میبینم و دلم میگیره

هر شب چشام از اشک ریختن خیسه ، هر شب وقتی که به یاد شبای گذشته می افتم دلم به درد میاد

به یاد آن شبهایی که که در زیر نور مهتاب درد دل میکردیم

هر شب شمعی رو میبینم که در گوشه ی دلم خاموش مانده ، به یاد شبهای که شمع دلم از نور عشق شعله ور بود

هر شب خواب از چشام فراریست ، هر شب کاووس سفر رو میبینم، کاووس رفتنت  و میبینم و گونه ام خیس میشه

هر شب دستامو به سوی آسمون بلند میکنم و آرزوی تو رو از خدا میکنم.

هر شب برام همان نیمه شب عشق است و تکرارش برام یک آرزوی بزرگه

هر شب صدای تو در گوشم بیدار میشه

هر شب درد دلات در ذهنم غوغا میکنه کاش هر شب برام همان شب آرزوها بود ، اما افسوس که هر شب برام همان شب یلدای چشامه، شبی که اشک از چشام مثل سیل جاری میشه همان شبی که دستام آرزوی گرفتن دستاتو داشت

هر شب با دیدن عکس تو به خواب میرم عکسی که تا صبح در آغوشمه، عکسی که خیسه خسیه و خیسی آن به خاطر اشکامه .

هر شب بدون تو برام تکراریه ، برام عذابه

کاش شبی فرا میرسید که تو در کنارم باشی 

                                                                           کاش ..... کاش .....

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 14:12  توسط حامد انريكو  | 

((((((((((دوستون دارم)))))))))

 

(سلام)
تقديم به همه تون براي ورود دوباره .....
 موس و حركت بديد تا ببينيد چقدر دوستتون دارم

http://www.yazgulu.com/Gull er/127.swf  

 wub.gif e002.gif e006.gif e109.gif  e111.gif      

 نگاهم كه كردي دلم پر گرفت...                 دلم غربت زنگ آخر گرفت...

 نگاهم كه كردي سكوتم شكست...    درون دلم عشق گويي نشست...

نگاهم كه كردي زمان صبر كرد...                    دل آسمان را پر ابر كرد...

و بعد از نگاه تو باران گرفت...               و عشقي درون تنم جان گرفت...

 نگاهم كن و باز با من بمان...                تو حرف دل بي كسم را بدان...

 نگاهم كن اي زندگي بخش من...          و با قلبم از عشق حرفي بزن...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 22:27  توسط حامد انريكو  | 

(((((((((( حیف عمرم ))))))))))

حيف لحظه هاي خوبي که براي تو گذاشتم
             حيف غصه اي که خوردم، چون ازت خبر نداشتم
                              حيف اون روزا که کلي ناز چشماتو کشيدم
                                                 حيف شوقي که تو گفتي داري اما من نديدم
                                                                  حيف حرفاي قشنگي که براي تو نوشتم
حيف رويام که واسه تو از قشنگياش گذشتم
              حيف شبها که نشستم با خيالت زير مهتاب
                              حيف وقتي که تلف شد واسه ديدن تو ، تو خواب
                                                حيف با وفايي من، حيف عشق و اعتمادم
                                                                  حيف اون دسته گلي که ، توي پاييز به تو دادم
حيف فرصت هاي عمرم ، حيف عمرم و عمرم
              حيف هرچي به تو گفتم ّحيف هر چي به تو گفتم
                              حيف اشکايي که ريختم واسه تو دم سپيده
                                                حيف احساس طلاييم ، حيف اين عشق و عقيده
                                                                 حيف شادي توي روزي که مي گن تولدت بود
حيف عاشقيم که گفتي اولش کار خودت بود
             حيف جمعه هاي دلگير ، حيف شنبه هاي رنگي
                              حيف اون روز که نوشتم ، چشاي به اين قشنگي
                                                حيف فکرايي که کردم واسه جستن بهونه
                                                                حيف عشقي که کسي نيس حالا قدرشو بدونه
حبف اون همه قسم ها که به اسم تو نخوردم
            حيف نازي که کشيدم چون که طاقت نياوردم
                              حيف اون کسي که دائم عاشقم بود توي رويا
                                               حيف که تو از راه رسيدي اون و دادمش به دريا
                                                               حيف چيزي که ندارم ،حيف ذوقي که نکردي
حيف گرماي دستم که سپردمش به سردي
            حيف قلبم که يه روزي دادمش دستت امانت
                              حيف اعتماد اون روز ،حيف واژه خيانت
                                              حيف اون همه دعاهام، واسه ي تو شب يلدا
                                                               حيف اون چيزي که گم شد ، ديگه هم نمي شه پيدا
حيف اون شبي که گفتم پيش تو کمه ستاره
            حيف اون حرفا که گفتي ، گفتم اشکالي نداره
                              حيف چشمايي که بستم با تو با لباي خندون
                                              حيف آرزوي ديدار ، با تو بودن زير بارون
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 22:2  توسط حامد انريكو  | 

Image hosting by TinyPic

                         منو تو آن دو خطیم آری  

                              موازیان به ناچاری

              که هر دو باورمان زآغاز 

                             به یکدیگر نرسیدن بود

می خوام یه خورده از عشقم بگم

     البته هرچی بگم کم گفتما ولی خوب می خوام ازش تشکر کنم که بهم عشقو یاد داد

          یه قلب داره انقدربزرگه انقدرقشنگه که نمی تونی حتی تصورشو کنی

               ولی من توش زندگی نمی کنم

                    بهترین وقشنگ ترین قصر دنیا بود

                         کی گفته بهشت اون دنیاس؟

                               واسم یه بهشت ساخته بود که هیچ کس نمی تونه داشته باشه

                                   مهربونیش

                                   وایییییییییییییییی هیچ کس مهربون تر ازاون نبود

                              هیچ چیز پیش مهربونی های اون نمی تونست مهربونی نام داشته باشه

                         بیشتراز همه دوسش دارم

                    بیشتراز همه بهش ایمان داشتم بهش امید داشتم

               بهترین تو دنیا بود

          هرچی ،هرجارو بگردی گرد پاشم گیر نمیاری

     چون تکِ،تکِ تک

نیست،دیگه نیس مثه اون

     همه ی زندگیمو تغییرداد

          با یه حس جدید،بایه حس قشنگ به نام عشق زندگی کردنو بهم یاد داد

               بهش افتخارمی کنم

                    به قول خودش کاش رو پیشونیه من اسمشو هک کرده بودن که اون مال منه

                         ازش ممنونم

                              ازش ممنونم که بهم عشق و یاد داد

                                   منم قول می دم که همه ی عشقم مال اون باشه ........... عزیزم

                                        همه چیزم مال تو

خیلی عاشقتم عزیزم......    هرگز فراموشت نمیکنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 19:27  توسط حامد انريكو  | 

4 سال سر کاری

مگه من با تو چه کردم که......

مگه من چه بدی به تو کردم......

برات چی کم گذاشتم.....

با این وجود هنوزم دوست دارم هر چند که تو دیگه منو فراموش کردی و حتی یه لحظه به من فکر نمی کنی

راستی من هنوز پای قولم هستم نمیدونم تو هم پای قولت هستی یا نه ؟

 تو منو خشکوندی منو نابود کردی

نمیدونم چرا بعد از ۱ سال و ۳ ماه و ۲۵ روز هنوز نتونستم فراموشت کنم

نمیدونم با من چه کار کردی که تا آخر عمر نمیتونم کسی رو دوست داشته باشم و هیچ کسی نمیتونه جای تو رو برام بگیره .

تو زندگی همه امیدم، همه شانسم تو بودی به خدا من به امید تو زنده بودم از روزی که تو رو از دست دادم همه امیدم و از دست دادم

دلم نمیخوات یک لحظه هم بهت فکر کنم چون......

به خدا بعضی موقع ها آنقدر نبودنت بهم فشار میاره که دلم میخوات فکری رو که تو سرمه عملی کنم

بزرگترین آرزوم اینه که یک برا یک لحظه هم که شده ببینمت یا حتی صداتو بشنوم من که اگه یک روز صداتو نمیشنیدم روزم شب نمیشد میدونم که این آرزوم هیچ وقت بر آورده نمیشه

آخرین باری که صداتو شنیدم همه امیدمو از دست دادم ای کاش صداتو نشنیده بودم

بعد از تو نتونستم کسی رو دوست داشته باشم چون هیچ وقت مثل تو پیدا نمیکنم

متنفرم از این که دوست داشتن کسی رو نسبت به هم ببینم نمیدونم چرا؟

کاش کسی پیدا میشد که می تونست جای تو را برام پر کنه یا ذره ای از وجود تو را داشت

خیلی دوست دارم ولی نفرینت میکنم که تو هم مثل من به سرت بیاد .

کاش میتونستیم حداقل با هم خدا حافظی کنیم تو حتی اینم نخواستی

نمیدونی وقتی اسمتو میشنوم چه حالی میشم

تا بودی قدرتو ندونستم

چه جوری میتونم خاطراتی رو که با هم داشتیم از یاد ببرم

همیشه دلم میخوات تنها باشم چون تو رو کنار خودم حس میکنم

 به خدا هنوزم دوست دارم

حاظرم جونمو فدات کنم هر چند که........

از خدا میخوام که روزگاری مثل من نسیبت کنه که بدونی با من چه کار کردی و منو بفهمی،

بعد از تو شریک من تو زندگی غم و غصه بود ، ای کاش می شد به گذشته برگشت

یک بار تو زندگی عاشق شدم و فقط یک بار تونستم کسی رو دوست داشته باشم که اونم......

هیچ وقت نگذاشتم کسی اشکامو ببینه

دلم میخوات یک بار دیگه ببینمت اخرین حرفمو بهت بزنم .

نمیدونم میتونم بدون تو تا یه عمر زنده بمونم.....

هنوزم باورم نمیشه که کنارم نیستی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 17:53  توسط حامد انريكو  | 

Image hosting by TinyPic

خانه خراب تو شدم به سوي من روانه شو      سجده به عشقت ميزنم مجي جاودانه شو      

اي كوه پر غرور من

سنگ صبور تو منم اي لحضه ساز عاشقي عاشق با تو بودنم       

روشن ترين ستاره ام ميخواهمت ميخواهمت تو ماندگاري  در دلم ميدانمت ميدانمت     

اي همه وجود من نبود تو نبود من 

اي لحضه ساز عاشقي عاشق با تو بودنم 

 ين جهان پر از صداي حركت پاهاي مردميست كه همجنان كه تو را مي بوسند طناب دار تو را مي بافند.
دوستت دارم(حيف كه خبر نداري)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 13:9  توسط حامد انريكو  | 

الهي سقف آرزوت خراب بشه روي سرت

الهي كه يه روز خوش از اون گلوت پایين نره

جهنم همديگرو مي بينيم ، تو به جرم اينكه قلب منو شكستي ، منم به جرم اينكه خدا رو ول كردم و تو رو پرستيدم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 12:15  توسط حامد انريكو  | 

Image hosting by TinyPic

بدترين درد اينه............. كه عشقت بميره

بدترين درد اينه............. به اوني كه دوسش داري نرسي

بدترين درد اينه............. كه عشقت بهت نارو بزنه

بدترين درد اينه............. كه يكيرو دوست داشته باشي ولی خودش ندونه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 11:51  توسط حامد انريكو  | 

Image hosting by TinyPic

 

هر گز نگو كه دوست داري اگر حقيقتآ بدان اهميت نميدهي

درباره احساسات سخن نگو اگر واقآ وجود ندارد

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش را داري

هرگز نگو براي هميشه وقتي ميداني كه جدا ميشوي

هرگز به چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري

هرگز سلامي نده وقتي ميداني كه خداحافظي در پيش است

به كسي نگو تنها اوست وقتي در فكرت به ديگري فكر ميكني قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 11:13  توسط حامد انريكو  | 

     چگونه فراموشت كنم تو را كه سايه سايه ات را در خيالم ميديدم

      چگونه فراموشت كنم تو را كه همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش كردم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 10:42  توسط حامد انريكو  |